چند روزه میخام بنویسم اما حوصله ندارم ...خیلی دلم میخادا ...اما حوصلشو ندارم ...
اصن نمیدونم از چی بنویسم ...یعنی چندتا موضوع هست که نمیشه هردوشو شاید کنار هم نوشت ..
کلا مربوط میشه به خاطرات ....یکیش همین یاهو مسنجر ...فک کنم قراره 15 مرداد نسخه ی کامپیوتریش کلا از کار بیفته ...
یادش بخیر یاهو مسنجر ....هنوزم استفاده میکنم ازش ...با خیلی از دوستای قدیمی توی یاهو صحبت کردم ...اصن برام نوستالژی خالصه ...هم یاهو هم بلاگفا ....اصن 99 درصد دوستای مجازی از همین دوجا پیدا شدن ،البته بیشتر تو بلاگفا پیدا شدنو بعد منتقل شدن به یاهو :))
همه ی این داستانای عشق و عاشقی و دوست داشتن و گریه و خنده و کلی خاطرات مجازی ...که هنوزم اگه بگم کاملا فراموششون کردم دروغ گفتم ...
خیلی از آیدی هارو الان که نگا کردم میشه هیستوریشو دید ،یعنی میشه نگا کرد چندسال پیش با فلان کس چه حرفایی زدیم ...اونوقت اگه این یاهو مسنجر از کار بیفته خیلی بد میشه ...کاش نمیشد ...
از همین یه ساعت پیش داشتم چک میکردم چتارو ...پر بود از حماقت ،سادگی ،بچگی ،عشق ،شوخی و خاطره ...
شاید بیشتر از همه یک نفر رو دلم میخواست هنوز باهاش در ارتباط باشم ...ولی خودش نمیخاد ظاهرا ...نمیتونم مجبورش کنم ،اگه بخامم نمیتونم ...
ولی این حسا خیلی بده ...کلا دنیای مجازی عجیب غریبی داشتم ....
اخیرا خیلی دلم برا دانشگاه هم تنگ میشه ...برا صبح بیدار شدناش ...برا بچه ها ...برا استادا ....هرچند ادم وقتی مشغول تحصیله دلش میخاد زودتر تموم بشه ...
واقعا حسه بدیه ....حسی که شاید به یه تلنگر عوض بشه ...
اما باز بعضی آهنگارو که گوش میدم دوباره یاد این خاطرات و یاهو و بلاگفا و ....میافتم ...
این دوتا اهنگو یادته؟
http://s7.picofile.com/file/8258083776/02_dokhtare_bahar_1_.mp3.html
http://s7.picofile.com/file/8258084026/fereydon_foroghi.mp3.html
مخصوصا این دومی که خیلی خیلی خیلی غم انگیزه ،یعنی وحشتناک اذیت میشم با این آهنگ ،هیچوقت نتونستم تا اخرش گوش کنم ...
بعضی وقتها بخودم میگم بیخیال همه ش مجازی بود دیگه ...ولی ظاهرا هیچ فرقی با دنیای واقعی نداره ...
کاش میتونستم برم به چند سال قبل ...میدونم که میتونستم خیلی چیزا رو درست کنم ،خیلی کارا رو نکنم و خیلی کارا رو درست تر انجام بدم ...
حالا باید فقط انگار فراموش کنم ...کاش بعضی کارا رو هیچوقت انجام نمیدادم ...
کاش بعضی چیزا دوباره برمیگشتن ...
برچسب: خاطرات,خاطرات یک خون آشام,خاطرات تنبیه بدنی,خاطرات تنبیه بدنی در خانه,خاطرات ختنه,خاطرات آمپول زدن تینا,خاطرات یک,خاطرات کودکی,خاطرات خون آشام,خاطرات يوتاب,
نویسنده: ابوالفضل کاظمی