آنچه باید درباره خاطرات بدانید
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 2:16
خاطرات موضوع «خاطرات» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. فک کنم ده سال یا ح...
Happy
-
تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 16:28
[unable to retrieve full-text content]I do not care about the past...xa0 I'm happy now...xa0
خوشبختی...!
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 19:37
وقت بهتر از الان پیدا نکردم برا نوشتن... با گوشیxa0 وسط ظهر و موقع استراحت...xa0 تو این روزا احساس آرامش و راحتی خیلی سخته...xa0 خداروشکر تو این آشفته بازار حالم خوبه..xa0 همه چی آروم و آهسته و پیوسته پیش میره و مشکلی نیست...xa0 بعد یک ماه ورزش نکردن (تقریبا) xa0الان حسابی سرم شلوغه با ورزش... روزا ...
... !
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 19:37
برخلاف میل باطنیم باید بگم که حالم خوشایند نیست... امروز تو فوتبال یکی بد جور از پشت زمین زد ...دستم و پام خراش برداشت ...الان داره میسوزه ...تازه خراش های قبلی خوب شده بود ...حالم گرفته شد ... حس میکنم هیچکس با من نیست ... هیچ رفیق صمیمی که حالمو بپرسه ...تو اینجور موقع ها ادم جای خالیشو احساس میکن...
خوشبختی...!
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:14
وقت بهتر از الان پیدا نکردم برا نوشتن... با گوشیxa0 وسط ظهر و موقع استراحت...xa0 تو این روزا احساس آرامش و راحتی خیلی سخته...xa0 خداروشکر تو این آشفته بازار حالم خوبه..xa0 همه چی آروم و آهسته و پیوسته پیش میره و مشکلی نیست...xa0 بعد یک ماه ورزش نکردن (تقریبا) xa0الان حسابی سرم شلوغه با ورزش... روزا ...
... !
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:14
برخلاف میل باطنیم باید بگم که حالم خوشایند نیست... امروز تو فوتبال یکی بد جور از پشت زمین زد ...دستم و پام خراش برداشت ...الان داره میسوزه ...تازه خراش های قبلی خوب شده بود ...حالم گرفته شد ... حس میکنم هیچکس با من نیست ... هیچ رفیق صمیمی که حالمو بپرسه ...تو اینجور موقع ها ادم جای خالیشو احساس میکن...
-_-
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:14
خسته نمیشم از مصدومیتxa0 -_- باز تو فوتبال پامو تکل کردن ...اینبار خیلی بد مصدوم شدم ... تو شیش قدم خواستم توپو دفع کنم ،مهاجم تیم مقابل دوپا تکل کرد ،پا و توپو همه چیو زد ...منم دو متر پریدم هوا ....زانوم بدجور پیچ خورد ....الان درد میکنه ...البته دو روز پیش این اتفاق افتاد ...الان یکم بهترم ...انگ...
عید مبارک ...
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 4:17
معمولا وقتی ناراحت باشم مینویسم اما امشب فرق میکنه ... حس بدی وجود نداره .... هر روز اتفاقای جدیدی میفته و هر روز که نمینوسی اون اتفاق دیگه کمرنگ تر میشه و سوژه ای برا نوشتن پیدا نمیشه ... امروز (درحال حاضر بامداد سه شنبه س ینی عید دیروز بود) عید فطر بود ،مثل همیشه رفتیم عیدگاه و نماز عید فطر خوندیم
وضعیت
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 13:23
خب من نمیدونم چجوری شروع کنم الان چون فعلا قصد نوشتن نداشتم :)) جقیقتش خب بهتره از وضعیت پام شروع کنم ... زخمم تقریبا دیگه خوب شده ...الان وقتی عکسای روزای اولمو میبینم وحشت میکنم که چجوری این زخمو میشستم...چه دردی میکشیدم ... الان دیگه در حد ناخن انگشت شست شده زخم و روشم بسته شده ،اما خب باز میشورم
سرما!
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 13:23
داره برف میباره ...مثل چند هفته پیش ...اما قبلش بارون بارید و هوام اونقدری سرد نیست که رو زمین بشینه ... همیشه سردی هوا رو به گرماش ترجیح میدم ...اما اگه بخام تو یک فصل دنیا متوقف بشه قطعا فروردین یا اردیبهشت رو انتخاب میکنم ... اما از گرمای اینجا خوشم نمیاد ...هرچند هر فصلی خوبیای خودشو داره ... پا
بعضی وقتا ...
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 13:23
بعضی وقتام هست مثه الان ،که آدم با خودش میگه کاش یکی بود که ارومم کنه ... فردا امتحان ریاضی دارم ،هیچی هم نخوندم! من وقتی میگم هیچی یعنی اصلا جزوه رو نگام نکردم :| دلم خوش بود که برگه پاسخنامه رو سیا کنم و شاید ده بگیرم اما ظاهرا استاد گفته فقط کسایی که 9 گرفتن رو 10 میده :| منم قطعا نیم هم نمیگیرم
Report
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 13:23
اوه ... من کلا حواسم به وبلاگم نبوده این اواخر ....اصلا هم قصد نوشتن نداشتم و نیازی نمیدیدم اینروزا ...تا اینکه همین الان کامنتی دیدم که منو شوکه کرد ... xa0 اخرین باری که نوشتم قبل امتحانات بوده انگار .... امتحانا رو خوب دادم ،زیاد درس نخوندم اما خوب بود در کل ...بهتر از چیزی بود که فکر میکردم .......
...
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 13:23
بعضی وقتها با یه چیزه کوچیک آدم بهم میریزه... مثل الان...هرچند هرچقد که ازش وقت بیشتری میگذره تبدیل میشه به یه چیزه بی اهمیت تر و بی اهمیت تر... با این حال بهونه ای شده که بیام اینجا... اگه طبق روال گذشته بخاد پیش بره قرار فردا بدشانسی بیارم..ولی اگه معجزه بشه و همه چی درست پیش بره ممکنه فردا روز خو
عنوان!
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 13:23
بلاخره وقت آزاد پیدا کردم برا نوشتن ...اونم بخاطر اینکه امشب شبِ چهاردهم ماه رمضونه و اینجا مراسماتی هست که من تو مغازه سرم خلوت تر شده ... xa0 ماه رمضونه و حال و هوای خاص هر سالش ...خاطراتی که همیشه با ماه رمضون داشتم ...خیلیاش شیرین بوده ... خیلی برام جالبه که تازگیا اصلا دیگه با به گذشته فکر کردن...
تصادف کردم!
-
تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 12:08
بله ! تصادف کردم! بیشتر به چشم یه تجربه بهش نگا میکنم ! دیروز روز اول دانشگام بودو طبق برنامه ی هفتگی که کاملا عوض شده فقط یه کلاس داشتم اونم تربیت بدنی بود ...خلاصه بد نبودو برگشتیم خونه ...وقتی رسیدم خونه هوا تاریک بود ... امروز صبح ساعت هشت کلاس داشتم ...طبق معمول با بابام رفتم ایستگاه مینی بوس ....
یه تیتره تکراری
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:46
همه ی پستای وبلاگمو پاک کردم ،همه رو ...نه ...پنهونشون نکردم ...حذف کردم ... فقط چیزی که موقع حذف کردن برام جالب بود تیترای پستا بود و کامنتای زیادش :)) مثلا تیترو میخوندم دلم میخواست برم بخونم پستو ،ولی خب منی که بخاطر این پستارو گذاشته بودم که یوخت بیام بخونمشون هیچوقت نه وقتشو داشتم بخونم نه حوصل...
گلیییییییییی
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 11:55
خب میدونی داری فاز تحویل نگرفتن میزنی برا خودت ...البته که هرکاری میکنی احترام میذارم بهش اما خب گفته بودم که کار دارم باهات ... xa0 دیدی وبلاگت با شاهکار بلاگفا دوباره برگشته ؟ :))) همونی که ترکونده بودیش ...فک کن چقد دعوات کردم که چرا اینکارو کردی ... بعد حذف کردنت رفتم همون ادرسو برداشتمو بالاش ن...
...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:40
حقیقتش چند وقت بود که کلا حالم خوب بود ... ولی از دیروز عصر بدجور حالم بده ...یه اتفاقی افتاد که حالمو خراب کرد ... امروز صبح هم هنوز بیدار نشده بودم که یکی از اقوام فوت کرده و خبرش رسید ... xa0 همیشه صحبت کردن منو اروم کرده و میکنه ...ولی خب کسی رو هم ندارم که باهاش صحبت کنم ...ولی خب به یکی از همک...
1395
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:40
سال نوی همه مبارک ان شالله که سالی که گذشت براتون خوب بوده باشه و این سالی هم که توشیم خوبتر باشه ... از دوستای مجازی کسی بهم سال نو رو تبریک نگفت ...خودم سعی کردم با یه لبخند شروع کنم این سالو ... سالی که گذشت ...خب ...بخام کلا جمع بندی کنم میتونم بگم که مثبت بود ...بهرحال حداقل یه چیزایی رو بدست ا...
تصمیمات!
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:40
بعضی وقتها تصمیماتی میگیریم که عواقب خوبی داره ،بعضی وقتها هم برعکس همه ی ما تو زندگیمون هم تصمیمات خوب داشتیم هم بد ... منم یکی از اون ادمام که هردو تصمیم رو تو زندگیم تجربه کردم ... تصمیم خوب مثل خوب بودن،یا کمک کردن به نیازمند یا امثال اینا تصمیمات بد هم مثل انتخاب نکردن دوستای درست ،یا کارایی که...