خرید بک لینک

بله ! تصادف کردم!

بیشتر به چشم یه تجربه بهش نگا میکنم !

دیروز روز اول دانشگام بودو طبق برنامه ی هفتگی که کاملا عوض شده فقط یه کلاس داشتم اونم تربیت بدنی بود ...خلاصه بد نبودو برگشتیم خونه ...وقتی رسیدم خونه هوا تاریک بود ...

امروز صبح ساعت هشت کلاس داشتم ...طبق معمول با بابام رفتم ایستگاه مینی بوس ...مینی بوس پر بودو فقط صندلی جلو یعنی صندلی شاگرد خالی بود ....من همیشه صندلی اخر اون وسط میشینم ،همون پنج صندلی ...دلیلمم برا نشتن اول اینکه تو زمستون اون وسط گرمه :)) دوم اینکه جلوت خالیه و پاهات راحته ...

همون اول که حرکت کرد باد میخورد به پام ،امروزم هوا بارونی بودو مثل زمستون سرد ...خیلی جای بدی بود ...داشتیم میرفتیم ...دورو بر علی اباد که داشتیم رد می شدیم دچار سانحه شدیم ...

حقیقتش من هندزفری تو گوشم بود طبق معمول ...چشامم بسته بود که اگه بشه یکم چرت بزنم ...اصلا نفهمیدم چی شد که با یه ضربه یا شوک چشامو باز کردم ...اولش قک کردم سرعت گیرو با همون سرعت 90-100 رد کردیم (همون سرعت گیرایی که مثه تپه با اسفالت درست میکنن) بعدش دیدم راننده فرمونو پیچوند سمت چپو از راه منحرف شدیم ....بین اتوبان رفت و برگشتم تو اون مسیر یه جوب بود که تقریبا عرضش20-25 متری هست ...خلاصه رفتیم تو اون جوب یا میشه اسمشو گذاشت دره کوچولو ...با همون سرعت ...و رو سراشیبی مینی بوس چپ کرد و سر خورد و رفتیم رو راه اونطرفی ....حالا شانس اوردیم که از اون ور ماشینی به ما نزد! هیچی دیگه تو این چند ثانیه حقیقتش فقط سعی من این بود که دو دستی بچسبم به جایی که به بیرون پرت نشم...اخراش در کناریمم باز شدو شیشه هم شکست ...منم زانوی پای راستم خورده زمین و یکم هم کشیده شده ...

مینی بوس که از حرکت ایستاد من از شیشه جلو که افتاده بود اومدم بیرون ...دنبال گوشیم میگشتم که پیداش نمیکردم ...بلاخره بعد اینکه همه مسافرا اومدن بیرون توی مینی بوس پیداش کردم ...بعدش یه نگا کردم به زانوم دیدم شلوارم کاملا پاره شده و کنار زانوم هم گوشتش پاره شده و استخونشم دیده میشه! رفتم نشستم کنار جاده ....ظاهرا کسی که بیشتر از همه اسیب دیده بود من بودم، همه اومدن حالمو پرسیدن ...منم از سرما میلرزیدم ...نیم ساعت طول کشید تا امبولانس اومدو پامو پانسمان کردنو بردن بیمارستان علی اباد ...

اونجا پانسمانو عوض کردن ،یه انتی بیوتیکو یدونه واکسن زدن ....یسری ازمایش خونو ادرار و اینام گرفتن ...رفتیم رادیولوژی و عکس گرفتن از پام ...من که سر درنیاوردم از عکس ..همه ش میترسیدم مفصل زانوم طوریش شده باشه ....ولی همون لحظه ی تصادف خمو راست میشد زانوم ....

به خونه هم خبر نداده بودم ...احه نمیخاستم بترسونمشون ...با خودم گفتم همین امروز تا عصر مرخص میشم دیگه ...اونام فک میکنن تو دانشگامو نگران نمیشن ...ولی تا ساعت 11 نزدیک به ظهر که شد ظاهرا کسی تحویلم نمیگرفت ،نه پرستاری نه دکتری،همینجوری داشتم رو تخت درد میکشیدمو دردمم بیشتر و بیشتر میشد ...گوشی خودم انتن نمیداد،با یکی که سیمکارتش مال اپراتور دیگه بود زنگ زدم به خونه و گفتم من حالم خوبه ،ماشینمون تصادف کردو منم پام کوچولو خراش برداشته ،اصلا نگران نباشین حالم خوبه ،ولی همراه لازمه و اینا ....اینا فک کردن واقعا چیزیم نشده :)) منم که خداروشکر روحیه م قویه و تو اینجور چیزا مشکلی ندارم و گریه و اینچیزا هم خداروشکر نمیاد ...

دکتر گفت استخون پام طوریش نشده ...گفت بخیه هم نمیشه زد چون پاره شدگی جوری نبود که بشه ... دوتا داداشم اومدنو کارامو درست کردن که مرخصی بگیریم با رضایت و بریم ...اخه گفتن یه هفته باید بستری بشم ...منم که دیدم اینجا کسی محل سگم نمیذاره بهتره برم خونه ....خلاصه ترخیص شدمو برگشتم خونه ....الانم تو خونه تو بسترم ...

در مورد وضعیتمم باید بگم خب فعلا خیلی درد دارم ...جوری که نمیشه راه رفت ...حتی با عصا و ....جابجایی هم حتی وحشتناک برام سخته ....استخون پام درد میکنه ....با ضربه ای که خورده طبیعی هم هست ...فعلا حرکتی ندارم ....نمیدونم چند روز طول میکشه بهتر بشم ...امیدوارم که اتفاق بدی برا زانوم نیفته ...

از حدود 20 نفر مسافر هشت نفرمون اومدیم بیمارستان ...بقیه هم رفتن پی زندگیشون چون خداروشکر چیزیشون نشده بود ...

از این هشت نفرم فقط دو نفرمون اسیب دیدگی شدید داشتیم تقریبا ...وضعیت خودم که گفتم ...یه دختره هم مچ دستش در رفته بود ...بیچاره تازه اومد بیمارستان فهمیده ،اخه دستش باد کرده بود ...

بیچاره قبل اینکه اورژانس بیاد کلی حالمو پرسیدو ظاهرا حالش خوب بود ...نگو خودشم اسیب دیده ....نمیدونم ترخیص شد یا نه چون من ساعت دو نیم اینا رفتم و نشد چک کنم بخاطر وضعیتم ...

بقیه هم فقط ضرب دیدگی و شوک و اینا بودن ...یکیش که سنش بیشتر بود به سرش و کتفش ضربه خورده بود که با ازمایش ها خداروشکر فهمیدیم چیزیش نیست و با من ترخیص شد ...یکی دیگه ش هم گوشت روی انگشت اشاره ش کنده شده بود و استخونش دیده میشد ...بخیه ش کردنو قبل ساعت 12 ترخیص شد ...کلا بقیه خوب بودن ...

یه دختره هم بود که هیچیش نبود ....یعنی از لحظه ی تصادف تا امبولانس بیاد این داشت گریه میکرد ....هیچیشم نبودو تو بیمارستانم دیدمش ....بهش گفتم ماشالا بجای همه مون گریه کردی :)) هنوز تو شوک بود بیچاره ...

تا حالا حقیقتش تصادف نکرده بودم...تاحالا تو بیمارستان بخاطر خودم نرفته بودم ....اولین بارم رفتم داخل یه بیمارستان بخاطر عمل چشم بابام بود اونم پارسال ...

امیداورم زودتر بتونم برم دانشگاه ....وضعیت گواهینامه هم معلق میمونه فعلا :(

امیدوارم حذف نکنن منو ...

نمیدونم چی بگم ...

حالا تو گوشیم عکس مینی بوس و اینا هست بعدا وقت کردم اپلود میکنم میذارم این پایین :)) فیلمم گرفتن ،منم هستم تو فیلم ولی از پشت و از نمای دور وقتی داشتن پانسمان میکردن پامو ...حالا اگه وقت کردم میذارم :))


عکسا تو ادامه ...پسورد اسمم به انگلیسی با حروف کوچیک

برچسب: تصادف, نی نی سایت,تصادف, شونم شکسته,تصادف,تصادف كردم,من تصادف, نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 12:08

صفحه بندی