:(
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:40
خسته م ...خیلی خسته ... نمیدونم این چند روز خیلی بخودم فشار اوردم شاید ... ولی خب از نتیجه ی کارم راضیم ...فردا انگار باید استراحت کنم و تمرین بی تمرین ... انقد خسته م که الان دلم میخاد بخوابم ...ساعت 9 و 15 دقیقه س ... این از لحاظ جسمی بود اما از لحاظ روحی هم خب خسته م واقعا ... واقعا خسته م ...باو...
تولدم مبارک :)
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:40
خب امروز 21 اردیبهشه ،یعنی امروز تولدمه :) بجز خونواده م کسی تبریک نگفت ،البته خب با کسی اونقد صمیمی نیستم که تولدمو یادش باشه :)) بهرحال خوبم ... هوم ....امروز بیکار بودم ...البته من معمولا مغازه رو کار حساب نمیکنم احتمالا که این حرفو میزنم :)) فیلمای دد پول و فارست گامپ رو نگا کردم ...عصری تمرین ک...
خاطرات
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:40
چند روزه میخام بنویسم اما حوصله ندارم ...خیلی دلم میخادا ...اما حوصلشو ندارم ... اصن نمیدونم از چی بنویسم ...یعنی چندتا موضوع هست که نمیشه هردوشو شاید کنار هم نوشت .. کلا مربوط میشه به خاطرات ....یکیش همین یاهو مسنجر ...فک کنم قراره 15 مرداد نسخه ی کامپیوتریش کلا از کار بیفته ... یادش بخیر یاهو مسنج...
تنهایی ...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:40
تنهایت میگذارد، تو میمانی و یک رد پا ... گرمای دستهایت میرود، سردت میشود، یخ میزنی و پس از مدتی به تنهایی عادت میکنی… تا این که لعنتیای با آتشی در دستهایش میآید، گرمت میکند و باعث میشود تنهایی را فراموش کنی، ولی او هم نمیماند... و دوباره باز همه چیز تکرار میشود، گرمای دستهایت میرود، سردت میشود، یخ م...